على محمدى خراسانى
101
شرح مكاسب (فارسى)
نيست زيرا اگر قرينه قطعى دلالت كرد كه اين عيب خيلى كهنه و قديم است و يقيناً قبل از عقد بوده ، تكليف روشن مىشود و بايع ضامن است ، و نيز اگر دلالت كرد كه اين عيب و زخم ، جديد و تازه است و همين امروز و پس از معامله پيدا شده ، باز تكليف روشن است و ربطى به بايع ندارد و خود مشترى ضامن است و با وجود قطع و يقين نوبت به امارات ظنى يا اصول عمليّه نمىرسد . قوله : قال فى التذكرة : ولو اقام احدهما بيّنة . . . : وامّا در فرض نبود علم ولى وجود بيّنه و دو شاهد عادل ، تكليف چيست ؟ دو فرض دارد : 1 . اگر يكى از آن دو بيّنه آورد و ديگرى نياورد ، پرواضح است كه به بيّنهء همان يكى عمل مىشود و به نفع او حكم مىشود چه بايع باشد يا مشترى 2 . ولى اگر هر دو اقامهء بيّنه كردند يعنى بايع دو شاهد آورد بر اين كه قبل از معامله مبيع معيوب نبوده و مشترى دو شاهد آورد كه قبلًا معيوب بوده ، تكليف چيست ؟ علّامه فرموده : بيّنه مشترى مقدم است چون بايع منكر است و حدوث عيب را در زمان ضمان خودش انكار مىكند و مشترى مدّعى اين معنى است و قانون باب مدعى و منكر اين است كه « البيّنة على من ادّعى و اليمين على من انكر . » « 1 » مرحوم شيخ مىفرمايد : اين فتوا مبتنى است بر اين كه قسم منكر در طول بيّنه مدعى باشد و با وجود بيّنه نوبت به يمين نرسد ولى در اصل اين مبنا ، كلام و بحثى است كه در باب قضا و شهادات مطرح است و قابل بحث است و چنين نيست كه قطعى و يك كلام باشد ، البته به نظر ما هم خالى از قوت نيست كه بيّنه كه آمد قسم ساقط شود ولى به هر حال مقطوع هم نيست . قوله : و اذا حلف البايع فلابد من حلفه . . . : فراز قبلى كه قرينهء قطعيه يا وجود بيّنه باشد بهعنوان جملهء معترضه در وسط مطرح شد . حال برگرديم به اصل بحث كه بايع ، منكر حدوث عيب در ضمان او است و مشترى مدعى آن است و بيّنهاى هم نيست و علىالقاعده بايد بايع قسم بخورد ، سؤال اين است كه بايع چگونه بايد قسم بخورد ؟ و بر چه چيزى سوگند بخورد ؟ آيا بر نفى تقدم عيب يا نفى استحقاق ارش واقعاً قسم بخورد و به ضرس قاطع بگويد : واللَّه عيب تقدم نداشته و قبل از قبض يا قبل از انقضاء خيار نبوده ، واللَّه مشترى از اين بابت حقى ندارد ، و . . . ؟ يا قسم بر نفى علم هم كافى است كه بگويد : واللَّه من خبر ندارم و نمىدانم و گمان نمىكنم كه عيب قبلًا حادث شده باشد ؟ شيخ اعظم مىفرمايد : اگر بايع قبلًا مبيع را ديده و كاملًا امتحان كرده و بر زواياى آن مطلع شده و مطمئن گرديده كه عيبى ندارد الان كه نزاع دارند بايد قاطعانه قسم بخورد بر اين كه واقعاً
--> ( 1 ) . تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 541 .